حاجی، خسته و تشنه به اتاق سکسکه آمده و بی تاب و بی قرار در جستجوی چیزی است. سکسکه یکی از همان دیالوگهای معروفش را بیان می کند: حاجی چی می خوای؟ بگو بهت بدم.

حاجی در حالیکه در یخچال را باز کرده و ناامید آن را می بندد می گوید: آب!!

سکسکه اشاره می کند که در یخچال، پارچ آبی موجود است که حاجی عزیز، بسکه تشنه بوده آن را ندیده. حاجی پارچ را برداشته و با خود می برد.

نیم ساعت بعد، حاجی در حالیکه پارچ خالی را بر می گرداند، رو به روی در اتاق سکسکه، قسمتی از نوشته روی پارچ را می خواند: لطفاً پر شود.

پس به ناچار بر می گردد و پارچ را پر کرده و باز در نیمه راه، عبارت روی پارچ را به طور کامل می خواند: لطفاً از آبجوش پر شود.

حاجی عزیز ما دوباره بر می گردد و پارچ را ابتدا خالی سپس از آبجوش پر می کند. یک مقداری هم صبر کرده تا کمی خنک شود و سپس پارچ را تحویل یخچال می نماید.

بعله، ما قمه داران پژی اینگونه ایم که هر صدسال یکبار، خیرمان هم برسد، پشبندش هزار شر و گیر و گرفتاری خواهیم داشت.

یه همچین قمه دارانی هستیم ماع!!

 

توضیح نوشت: ما کلاً آب جوشیده شده مصرف می کنیم و به همین دلیل هم روی در پارچ عبارت مذکور را نوشته ایم.

بی ربط نوشت: آن دوستی که گفتیم کاندیدای شورای شهر است و عکسش به ما می خندید، حالا دیگر راستی راستی می خندد زیرا که رأی آورد و انتخاب شد.