تازه در مکزی مستخدم شده و عجیب کم سن و سال و بی تجربه بودیم. آن وقتها کارمان صدور مدارک فراغت از تحصیل دانشجویان بود. دانشجویان تهرانی شانـس این را داشتنـد که خـود برای تحویـل گرفتن مـدارک بیایند اما گواهینـامه های شهرستانی ها را پست می کردیم تا از دفاتر استانیمان تحویل بگیرند. به یُمن همین دانشجویان محترم تهرانی، روزی نبود که اتاق ما خالی از شیرینی باشد و هرکه در مکزی، هوس چای و شیرینی می کرد، به اتاق ما می آمد.

روزهایی هم بود که پنج شش، جعبه شیرینی می رسید و مثلاً چون آخر هفته بود، ما همکاران اتاق و خدمه و آبدارچیمان با جعبه شیرینی، خانه می رفتم.

القصه، سیمرغتان، همان روزهای اول، چم و خم کار و البته نحوه پاسخگویی به ارباب رجوع و تلفنها را یاد گرفت. روزی یکی از دانشجویان تهرانی زنگ زدند و پیگیر مراحل صدور گواهینامه خود بودند. وقتی پاسخ شنیدند که گواهینامه آماده است و جهت دریافت تشریف بیاورید، خوشحال پرسیدند: «ببخشید مدارک چی باید همرام باشه؟» و ما هم به سان شاگرد مکتبی که درس خود را خوب پس می دهد، فرمودیم: «یه کارت شناسایی معتبر به اضافه یه جعبه شیرینی!»