هر وقت ما رفتیم یک چای برای خود و سکسکه بریزیم، یک آدم مهمی، غریبه ای، چیزی، ما را سینی چای به دست، در راهرو دید.

حالا قسم و آیه که ما آبدارچی نیستیم، مگر باورشان می شود!

هرچند مستخدم، مستخدم است دیگر اما خب ظاهر یک بانوی چای به دست، غلط انداز است و عجب انگیز ناک!